از وصیتنامه ابراهیم آل اسحاق: مدیریت کردن آگاهانه و آزادانه اراده و اختیار خویش، بزرگترین موهبت برای انسان است؛ - اگر فعالیت تشکیلاتی سنتی وبسته، فردیت و هویت شخصی انسان را نفی و تحقیر و قالبریزی کند، حرام است؛ - صداقت بدون خردورزی میتواند سر از ضلالت دربیاورد؛ - آزادگی در گرو یگانگی در درون و صراحت در بیرون است؛

وصیتنامه ابراهیم آل اسحاق

وصیتنامه
به نام دوست که شعله ایمانش همواره در قلبم فروزان بود
به زودی از این دنیا خواهم رفت، این را شش های از کار افتاده ام می گویند و دستگاه 24 ساعته تنفس، شمارش معکوس را آغاز کرده است. ایمان دارم که دنیای تازه ای در انتظارم هست و از پر  کشیدن به سمت آن خرسندم.

گزارشی از نخستین سالگردِ یاد و خاطرۀ "ابراهیم آل اسحاق"
یادوارۀ نخستین ساگرد پرواز ابدی آقای "ابراهیم آل اسحاق" رفیقِ شفیق و آزادیخواه سرشناس در روز یکشنبه ششم نوامبر 2011 میلادی (برابر با 15 آبانماه 1390 خورشیدی) در شهر "نیمخن" کشور هلند که محل سکونت دوران تبعید و پناهندگی سیاسی وی بود برگزار گردید.

به یاد آن یار رفته



        فرح عزیز با درود؛
        امیدوارم که حالت از هر زمان دیگر بهتر باشد . هنوز دلم آرام نگرفته است که در سالگرد آن عزیز  رفته نتوانستم حاضر شوم. ولی  شنیدم که خیلی خوب برگزار شد و می گفتند که حضور ابراهیم در طی برگزاری این جشن همواره محسوس بود. دریغم آمد که من هم هر چند نابهنگام سهمی در جشن پیوند با ابراهیم نداشته باشم. لذا می خواهم که  شعر  زیر را به  شمع و پروانه  نه به عشق ابرام تقدیم کنم:

به تماشای شما


به تماشای شما
هنوز، و گاهی، اگر چه خسته
در اعماق اقیانوس بی پایان به سفر میروم
در اعماق اقیانوس بی پایان جهان
تنم را وا می نهم
پلکهایم را می بندم
و چشمهای جانم را میگشایم
 تا ببینم و بدانم.                                                      اسماعیل وفا

به یاد ابراهیم تو و ابراهیم ما

ابراهیم از جمله انسان های نایابی بود که از این قدرت و توانائی بنحو شگفت انگیزی برخوردار بود و به نحو تحسین برانگیزی از آن استفاده می کرد. پرواز پرنده ای و تکان شاخ و برگی که از این پرواز ناشی شده بود برای او معنای دیگری داشتند و یا بهتر بگویم او بود که به آنها معنای دیگری و دلپذیری می داد.






 

در کنار ما ایستاده است ابراهیم


مترسیم وسر برگردانیم
در کنار ما ایستاده است ابراهیم
با همان لبخند شاد وبی حیرت بر فراز کالبد خویش
و در کنار ما ایستاده است و همه جا خدای ابراهیم
با نقش شکایتی و اندوهی پر مهر برسیما
که چرا از اومی هراسیم
دست بر شانه اش بگذاریم ودر آغوشش کشیم
وگرمایش را حس کنیم


کیمیا از: ابراهیم آل اسحاق


موقع نوشتن، یک چیزی مثل همین که شاعر گفته اتفاق افتاد: "که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل ها". می خواستم مقاله ای در باره معنای عشق بنویسم، که وسط کار متوجه شدم کار من نیست.